کامنتا رو خوندم و خیلی ممنونم از راهنماییتون
من اون خواستگار رو رد کردم
چون واقعا نمیخواستمش
واقعا نمیتونستم بپذیرمش
یه حسی بهم میگفت این اونی نیست که به دردت میخوره
اوضاع ناجوری توی زندگیم دارم
نمیتونم مخفیش کنم
خونواده ی سطح بالایی دارم ولی مساعلی که باعث میشه اعتماد به نفسم بیاد پایین زیاد دور و برم هست مخصوصا تو زندگیه خونوادگیم
من زندگی شخصی شیرینی دارم اما غصه ی خونواده داره دیوونم میکنه
من کسی ام که برای خونواده اشک میریزم حتی اگر خودم تو بدترین شرایط باشم
درباره موضوع خارج رفتنم مدام دارن زیر گوشم میخونن
اما من نمیخوام برم
من دلم میسوزه واسه مامان بابا و یدونه خواهرم
دلم نمیخواد تنهاشو
برچسب: بدترین,
نویسنده: کسری کریمیان
تاريخ: دوشنبه
30 مرداد
1396 ساعت: 5:45